تبليغاتX
سبدی پر از عشق (شعر ...عکس) - اشعار من
من امید کوچیکه همتونم

     به نام وسعت عشق من وتو

با ديدن تو . توي همون يه لحظه

گفتم چشات به عالمي مي ارزه

چي داشت چشات که من حالا اسيرم

حس ميکنم بدون تو ميميرم

من زير باغ عشق توشكستم

کاش نمي دادي اون گل رو به دستم

هيچ ميدوني چقدر شبا خوابيدي

من تا سحر به خاطرت نشستم

پر شده از عکسهاي تو اتاقم

هر وقت ميبينم تازه ميشه داغم

فال ميگيرم روزي هزارو يکبار

شايد يکيش بگه مياي سراغم

اول ميگفتي پاي من ميشيني

دورم باشي ازم.منو ميبيني

من از چشات افتادم اما تو .نه

هنوز واسم عزيز و نازنيني

من ميدونم يکي کرده طلسمت

اسم منو خط زده از رو اسمت

من ولي جادوي کسي نميشم

يه بار شدم اون هم با برق چشمت

مي خوام برم با اين دل اشفتم

يه چيز رو اما تا حالا نگفتم

دلم از اول به خدا يقين داشت

كه ازچشماي روشنت ميفتم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 17:14  توسط امید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اینم یه جور گله دیگه

نوشته های پیشین
آذر 1384
آبان 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM